تالار گفتگوی تخصصی بلاکچین و رمزارزها

پنج مرحله تکامل یک تریدر

 

حامد ریحانی
عضو شده: 8 ماه قبل
ارسال‌: 482
شروع کننده موضوع  

اولین گامی كه برمیدارید زمانی است كه شروع می كنید نگاهی به بازار بیندازید. ميدانيد كه راه خوبی برای پول در آوردن است و هزاران چيز در مورد آن شنيده ايد وميليونرهای زیادی را ديده ايد. چند تا معامله دمو انجام می دهید ناگهان 1000$ به حسابتان افزوده می شود. خیلی لذت بخش است، چقدر ساده! پول درآوردن در ترید کریپتو یا فـارکس واقعا ساده است. باید حساب واقعی باز کنم و زود به آرزوهای برسم.

از صد نفر شنیده اید که حساب واقعی باز نکن حتما ضرر میکنی. با خود زمزمه میکنید :" من با بقیه فرق دارم ". دلیلهایی هم بر این مدعا برای خود میاورید. حساب واقعی خود را باز میکنید و شروع میکنید معامله اول 120$ دلار سود . وای چقدر خوب. کم کم اوضاع عوض میشود یک ضرر سنگین میکنید یک کم احساس بدی می کنید اما هنوز امیدوارید.

شروع میکنید به معامله کردن و ریسک کردن. معامله های بسیاری می كنيد و ريسك های زيادی رو متحمل ميشويد. اما قيمتها برخلاف پيش بينی شما تغيير ميكند. درجهت خلاف دفعه پيش يك پوزیشن ديگر می گیرید، جهت حرکت قيمتها برعكس می شود دوباره و دوباره و.... شک می کنید که شاید کسی عمدا میخواهد شما رو ببازاند و از میدان خارج کند!

متاسفانه ترید کردن مثل نواختن پیانو، كه در ابتدا كاربسيار راحتي به نظر ميرسه ولی بعد از مدت كوتاهی متوجه میشوید كه مشكلتر از اين نميشود. انواع نت ها ، انواع کشش ها و پیدا کردن کلیدهای پیانو و... بعد از مدتی معامله کردن و ترید به بزرگترین چالش زندگیتان تبدیل میگردد. چالشی که هرگز تصور نمی کردید آنقدر بزرگ باشد.

خب اين مرحله يك است مرحله ای كه شما نسبت به بی كفايتی خود برای ترید کردن آگاه نیستید.

مرحله يك می تواند به مدت يك يا دو هفته یا حتی یک ماه طول بكشد سپس وارد مرحله دوم ميشويد.


نقل‌قول
حامد ریحانی
عضو شده: 8 ماه قبل
ارسال‌: 482
شروع کننده موضوع  

مرحله دوم جایی است كه می فهميد كار بيشتری بايد انجام دهيد و چيزهای زیادی وجود دارند كه بايد ياد بگيريد. هوشيارانه می فهميد كه يك معامله گر نالايق هستيد و مهارت و بينش لازم را برای كسب يك سود مستمر نداريد.

در طی اين فاز، سيستم ها و E-Book های فراوانی می خريد و وب سايت ها و انجمنهای زيادی را ميخوانيد و جستجوی خود را برای يافتن جام مقدس آغاز ميكنيد. در اين مرحله، خوره سیستمها و استراتژی ها شده و از اين روش به آن روش ميپريد، بدون اينكه یکی را پیگیری کنید و ببينيد آيا جواب مي دهد يا نه؟ بعد از چند ضرر سیستم خود را عوض می کنید و یا آن را تغییر میدهید و میخواهد بهینه کنید تا دیگر ضرر نکنید.

هر وقت به انديكاتور جديدی بر ميخوريد خوشحالی وجودتان را فرا میگيرد و فکر میکنید كه اين ديگر خودش است. تاپیک ها و مضوعاتی با عنوان سیستم تضمینی ، سیستم 100% و... شما رو حسابی جذب میکند، تمام سيستمهای اتوماتيك را روی پلتفرم تريد خود امتحان ميكنيد، از ميانگين ها گرفته تا خطوط فيبو ناچی و حمايت و مقاومت و DMI , ADX و... و صدها چيز ديگر، همه با اميد اينكه سيستم جادویی شما امروز شروع ميشود.

سعی می كنيد بالا و پايين قيمتها را بگيريد و نقطه دقيق بازگشت را با انديكاتور خود پيدا كنيد ولی باز هم ضرر مي كنيد با وجود اينكه كاملا مطمئن بوديد. به چت رومهای زنده ميرويد و ميبينيد كه ساير معامله گران با استفاده ازروشهای بسيار ساده سود ميكنند. چرا شما اينطور نيستيد؟ ميليونها سوال داريد كه بعضی از آنها ممكن است احمقانه به نظر برسند. در خودتان كمی احساس خنگی كرده و فكر ميكنيد كه کسانی كه اين حرفها رو می زنند دروغگو هستند. شما مطالعات بسیاری كرده ايد و چيزهای زيادی می دانيد، حداقل به اندازه آنها اطلاعات داريد! پس چرا آنها سود می كنند ولی شما نه؟ پس حتما دروغ می گويند.

ولی می بينييد كه حساب آنها روز به روز بزرگتر ميشود در حاليكه حساب شما كوچك و كوچك تر می شود. شما مثل يك نوجوان هستيد. معامله گران ديگر شما را نصيحت می كنند ولی لجبازيد و فكر می كنيد خودتان بهتر می دانيد. سرمایتون رو به صفر می رسانيد و با وجود اينكه همه می گويند ديوانه ايد باز هم توجهی نمی كنيد چرا كه شما بهتر ميدانيد!

پول می دهيد و از اشخاص مختلف سيگنال ميخريد ولی بازهم به درد شما نمی خورد. اين قسمت ممكن است سالها طول بكشد. در واقع اگر به خوبی پيش برويد بيش از يك سال طول می كشد. شخصا بسیاری از دوستان خود را دیده ام که بعد از سه یا 4 سال هنوز در این مرحله اند و در حال تلاش برای گرفتن کف ها و سقف ها و پیش بینی دقیق بازار.

در نهايت از اين مرحله خارج می شويد درحالیکه پول و زمان زيادی را بيشتر از آنچه فكر می كرديد صرف اين كار كرده ايد. دو يا سه حساب بزرگ را صفر كرده و شايد 3 يا 4 بار به كلی از این كار منصرف شده ايد.

حالا مرحله سوم فرا ميرسد...


پاسخنقل‌قول
حامد ریحانی
عضو شده: 8 ماه قبل
ارسال‌: 482
شروع کننده موضوع  

در انتهای مرحله دوم می فهميد كه اين سيستم نيست كه تفاوت ايجاد ميكند. می فهميد كه واقعا ممكنه كه از يك ميانگين حركتی ساده و نه هيچ چيز ديگری هم پول در آورد، اگر بر خودتان كنترل داشته و مديريت مالی درستی داشته باشيد.

در اینجا شروع به مطالعه كتابهای روانشناسی معامله مي كنيد و با ويژگيهایی كه در اين كتابها بیان شده اند آشنا ميشويد. در نهايت لحظه يافتم يافتم ( ارشميدس) فرا ميرسد. لحظه يافتم يافتم باعث می شود كه افقهای جديدی در ذهن شما باز شود. ناگهان متوجه می شويد كه نه تنها شما بلكه هيچ كس ديگری نمی تواند حركت بازار را برای حتی 10 ثانيه ديگر پيش بينی كند چه برسد به 20دقيقه ديگر.

پس تنها با سيستمی کار می كنيد كه كاملا در آن جا افتاده ايد و كم كم خوشحال می شويد ضمن اینکه آستانه ريسك مشخصی برای خود داريد. شروع به انجام معامله هایی می كنيد كه احتمال بالایی از سود درآنها وجود دارد. زمانی كه معامله زیان ده می شود، عصبانی نمی شويد و از آنجاييكه اين مطلب در مغز شما فرو رفته كه هيچ كس نمی تواند بازار را پيش بينی كند حتی آن را اشتباه خود هم نمی دانيد.

به محض فهميدن اينكه پيش بينی تان درست نبوده فورا معامله را ميبنديد. در اینجا درك كرده ايد كه بازی معامله جزء يك چيز نيست: پيوستگی و نظم شما در گرفتن تمام معاملاتی كه سيستم شما می گويد صرف نظر از اينكه چه نتیجه ای خواهد داشت.

شما در مورد مديريت مالی و اهرم، ريسك حساب و غيره و غيره ياد می گيريد و واقعا در آن غوطه ور ميشويد و بخاطر می آوريد نصيحت كسانی را كه يكسال پيش یک چنین حرفهایی را به شما ميزدند. در آن زمان آماده پذیرش نبوديد ولی حالا هستيد.

زمان يافتم يافتم وقتی فرا ميرسد كه واقعا قبول كنيد كه نميشود بازاررا پيش بينی کرد و حالا مرحله چهارم فرا ميرسد...


پاسخنقل‌قول
حامد ریحانی
عضو شده: 8 ماه قبل
ارسال‌: 482
شروع کننده موضوع  

بسيار خب، حالا زمانی معامله می كنيد كه سيستم تان به شما ميگويد. منظم شده اید. تریدینگ ژورنال (لیست و دلیل تک تک معاملات ) خود را یادداشت میکنید. شكست ها را به آسانی پيروزی ها قبول می کنيد. سودی که از بازار می خواهید بسیار منطقی شده. شما ريسك هر معامله را قبول كرده ايد علاوه بر اين ميدانيد در صورتی که قوانین خود را زیر پا نگذارید در کل برنده هستید و وقتی در حال ضرر هستيد با كمترين آسيبی به حسابتان معاملاتان را ميبنديد.

شما در مقطعی هستيد كه نه سود داريد و نه ضرر. يك هفته 100 دلار می بريد هفته ديگر 100 دلار می بازيد ولی در كل نه برنده ايد نه بازنده. اكنون نسبت به مساله آگاهيد و نظراتی كه ميدهيد عموما خوبند و مورد احترام ديگر معامله گران هستید. اما هنوز بايد كار كنيد و در مورد معاملات خود فكر كنيد و همین طوری كه اين موضوع ادامه پيدا می کند سود شما كم كم از ضررهايتان بيشتر ميشود.

شما به سود تقريبا ثابتی در هر هفته ميرسيد. يك هفته 25 دلار ، هفته ديگر 50 دلار و همين طور الی آخر.

اين مرحله به مدت 6 ماه تا یک سال طول می كشد و اكنون مرحله پنجم فرا ميرسد.


پاسخنقل‌قول
حامد ریحانی
عضو شده: 8 ماه قبل
ارسال‌: 482
شروع کننده موضوع  

حالا مثل راننده ماهری كه پشت فرمان می نشيند، وارد معامله می شويد. اکنون همه چيز در سطح ناهوشیارانه قرار دارد. در این مرحله نیز نظم و دیسیپلین خود را حفظ کرده اید. مثل اينكه هواپيمای خودكار را برانيد. شروع به انجام معاملات می كنيد و کسب سود روزانه برایتان کاملا عادی است.

روزهایی نیز دارید که ضرر میکنید اما شما میدانید که ضرر جزیی از معامله است. این موضوع که پذیرش ضرر نیمی از معامله گری است را با تمام وجود درک میکنید و نه فقط با سخن. اين مدينه فاضله معامله گری است .

شما بر احساسات خود غلبه داريد و اكنون معامله گری هستید که حسابش روز به روز بزرگتر میشود. در اتاقهای گفتگوی تریدرها شما يك ستاره هستيد. همه به حرف های شما گوش ميكنند و با سوالاتی كه از شما پرسيده می شود آنها را در جايگاه 3 سال پيش خود می بينيد. می دانيد كه نصيحت ها يتان فايده ای نداره چون آنها در معامله نوجوانند. بعضی از آنها به جایی که شما هستید میرسند. بعضی سریعتر و بعضی کندتر. در واقع خیلی ها نمیتوانند از مرحله دوم بگذرند اما عده اندکی میتوانند.

معامله كردن ديگر برای شما هيجان انگيز نيست بلكه خسته كننده هم هست. مثل خيلی چیزهای دیگه در زندگی که وقتی در آنها حرفه ای میشویم تنها به عنوان شغل انجامش می دهیم و برایمان هیجانی ندارد.

اكنون می توانيد سرتان را بالا نگه داريد و بگوييد: من يك معامله گر هستم.


پاسخنقل‌قول
    سبد خرید