تالار گفتگوی تخصصی بلاکچین و رمزارزها

[مهم] مبانی مدیریت سرمایه

صفحه 1 / 2
 

حامد ریحانی
Illustrious Member Admin
عضو شده: 1 سال قبل
ارسال‌: 510
شروع کننده موضوع  

يك خبر بد: بازار قابل پیش بینی نیست.

 

يك خبر خوب: برای كسب سود در اين بازار نیازی به پیش بینی نداريد.

 

مطالب را با يك جمله مبهم آغاز مي كنیم كه مي خواهیم درستي آن را ثابت كنیم :

 

معاملات بازنده خود را سريع ببنديد و به معاملات برنده اجازه رشد دهید، اگر اين شیوه را پیش بگیريد و مديريت سرمایه را همراه آن كنید حتی اگر معاملات شما تصادفی باشند باز هم برايند شما مثبت خواهد بود.

 

در ادامه شما را به مطالعه 20 درس مبانی مدیریت سرمایه ارائه شده توسط یک دوست قدیمی جناب آقای حمید رضا حصارکی دعوت می کنم:


   
نقل‌قول
حامد ریحانی
Illustrious Member Admin
عضو شده: 1 سال قبل
ارسال‌: 510
شروع کننده موضوع  

درس اول: امید رياضی

درس اول درک مفهوم امید رياضی می باشد كه بدون درک آن نمی توان در اين بازار موفق بود. امید رياضی به ما می گويد نیازی نیست كه همه معاملات شما و حتی نصف بیشتر معاملات شما مثبت باشد تا بتوانید سود كنید، و شايد همه سود شما از ۵ درصد معاملات موفق شما بدست آيد.

فرمول امید رياضی:

Mathematical Expectancy = [ 1 + (W/L) ] * P - 1

در اينجا W متوسط سود شما در هر معامله و L متوسط ضرر شما در هر معامله می باشد و P ( به درصد ) احتمال برد سیستم شما در معاملات است. يعنی اگر احتمال برنده بودن سیستم شما ٢٠ درصد باشد و میانگین سود شما در هر معامله ١٠ دلار باشد و میانگین ضرر شما در هر معامله ۵ دلار باشد امید رياضی سیستم شما منفی ٠٫۴ می باشد.

امید رياضی يک سیستم سود ده بايد از صفر بیشتر باشد. برای اين منظور يا بايد احتمال برد سیستم را افزايش داد، يا متوسط سود در هر معامله افزايش يابد و يا متوسط ضرر در هر معامله كاهش يابد.

برای اينكه بتوانیم امید رياضی يک سیستم را بدست آوريم می بايست يک مجموعه از معاملات آن سیستم كه حداقل ١٠٠ معامله را داشته باشد انتخاب كنیم و متوسط سود و ضرر معاملات و تعداد معاملات برنده و بازنده را بدست آوريم و سپس در فرمول فوق قرار دهیم.

برای بدست آوردن احتمال برد سیستم بايد تعداد معاملات برنده را بر تعداد كل معاملات تقسیم كنیم. برای بدست آوردن متوسط سود بايد میزان سود كسب شده از پوزيشن های سودده را بر تعداد پوزيشن های سودده تقسیم كنیم. برای بدست آوردن متوسط ضرر بايد میزان ضرر كسب شده از پوزيشن های ضررده را بر تعداد پوزيشن های ضررده تقسیم كنیم.


   
پاسخنقل‌قول
حامد ریحانی
Illustrious Member Admin
عضو شده: 1 سال قبل
ارسال‌: 510
شروع کننده موضوع  

درس دوم : نسبت اهرمی نامتقارن

در اين درس با مفهوم نسبت اهرمی نامتقارن آشنا می شويم. اين نسبت به ما می گويد که اگر چه مقدار ضرر بدهیم، می بايست چه مقدار سود كنیم تا آن ضرر جبران شود. در اينجا به اين موضوع پی خواهیم برد كه هر چه بیشتر ضرر كنیم جبران كردن آن مشكل تر و شايد غیر ممكن شود.

فرمول نسبت اهرمی نامتقارن :

Asymmetrical Leverage % = [ 1 / (1 - L %) ] - 1

در اينجا L درصد ضرر از سرمايه اولیه می باشد، مثلا اگر ٢۵ درصد ( ٠٫٢۵ ) ضرر كنیم نیاز به ٣٣ درصد سود (بر اساس سرمایه باقی مانده) برای جبران داريم و اگر ۵٠ درصد ضرر كنیم نیاز به ١٠٠ درصد سود و اگر ٩٠ درصد ضرر دهیم نیاز به ٩٠٠ درصد سود داريم.

همواره بايد بر روی ضررهای خود كنترل داشته باشیم و به آنها تا جایی اجازه رشد دهیم كه سیستم معاملاتی ما توانایی جبران آن را به راحتی داشته باشد. حال اينكه از كجا بفهمیم سیستم ما چقدر توانایی جبران دارد بايد نرخ سوددهی سیستم خود را همواره حساب كنیم و ببینیم در هر معامله معمولا انتظار چند درصد سود را داريم و همینطور انتظار چند درصد ضرر در معامله محتمل است.


   
پاسخنقل‌قول
حامد ریحانی
Illustrious Member Admin
عضو شده: 1 سال قبل
ارسال‌: 510
شروع کننده موضوع  

درس سوم : ضريب سودآوری

در اين درس با ضريب سودآوری آشنا می شويم. ضريب سودآوری معیاری است كه می توانیم روند سود دهی سیستم خود را ارزيابی كنیم، اين عدد می بايست همواره بزرگتر از ١ باشد.

فرمول محاسبه ضريب سودآوری :

Profit Factor = Gross Win / Gross Loss

در اينجا منظور از Gross Win سود ناخالص يا همان مجموع سود تمامی پوزيشن های سودده و Gross Loss ضرر ناخالص يا همان مجموع ضرر تمامی پوزيشن های ضررده می باشد.

پس بايد دقت داشته باشیم كه همواره مجموع سودهايمان بايد از مجموع ضررهايمان بیشتر باشد تا بتوانیم اين ضريب را بیشتر از يک نگاه داريم.


   
پاسخنقل‌قول
حامد ریحانی
Illustrious Member Admin
عضو شده: 1 سال قبل
ارسال‌: 510
شروع کننده موضوع  

درس چهارم : تفاوت شرط بندی و گمانه زنی در معاملات

همانطور که می دانیم شرط بندی، قمار محسوب می شود و كاری ناپسند میباشد لذا بايد تفاوت آن را با گمانه زنی (تجارت صحیح ) درک كنیم تا بتوانیم به درک عمیق تری نسبت به ريسک در اين بازار برسیم. بین شرط بندی و گمانه زنی دو تفاوت اساسی وجود دارد:

1- شرط بندی ريسک غیر منطقی بوجود می آورد ولی در گمانه زنی ريسک ذاتی موجود توزيع می شود.

2- در شرط بندی علم آمار و احتمال ناديده گرفته می شود ولی در گمانه زنی از امتیاز اين علم استفاده می شود.

برای مثال يک قمارباز فكر می كند اگر چندين شكست پیاپی داشته باشد در دفعات بعد شانس برد او افزايش می يابد لذا ريسک خود را بیشتر می كند (تفاوت 1) ، در صورتی كه اين كار خطاست و ريسک هر معامله مستقل از معامله قبل است پس در اينجا علم آمار و احتمال توسط قمارباز ناديده انگاشته شده است (تفاوت 2)


   
پاسخنقل‌قول
حامد ریحانی
Illustrious Member Admin
عضو شده: 1 سال قبل
ارسال‌: 510
شروع کننده موضوع  

درس پنجم : مفهوم دقیق مديريت سرمایه

مفهوم دقیق مديريت سرمايه محدود به اين تعريف است كه چه مقدار از حساب بايد در معامله آتی ريسک شود.

انتظارات ديگری كه از مديريت سرمايه داريم از قبیل اينكه چه موقع از پوزيشن سود ده و يا ضرر ده خارج شويم و كی به حجم معامله فعلی بیافزائیم يا آنرا كاهش دهیم و كجا وارد معامله شويم يا نشويم جزو ضمائم و فرعیات مديريت سرمايه می باشند.


   
پاسخنقل‌قول
حامد ریحانی
Illustrious Member Admin
عضو شده: 1 سال قبل
ارسال‌: 510
شروع کننده موضوع  

درس ششم : تحلیل مونته كارلو

در اين درس با تحلیل مونته كارلو آشنا می شويم تا بتوانیم روش معاملاتی خودمان را به صورت صحیح تست نمائیم و از نتايج تست با اطمینان بالایی استفاده كنیم. تحلیل مونته كارلو يک تکنیک محاسباتی است كه داده های آماری يک مدل را با دقت قابل اطمینانی شبیه سازی می كند.

در اين تحلیل معمولا هر پارامتر هزار بار با نمونه های متفاوتی از داده های آماری تست می شود و نتیجه ٩۵ درصد از اين هزار بار برای پارامتر مورد نظر لحاظ می شود.

مثلا اگر بخواهیم تاثیر ريسک ١٠ درصدی ثابت در هر معامله را در يک لیست ١٠٠ تایی از معاملات بررسی كنیم، هزار لیست مجزای ١٠٠ تایی از لیست اولیه بوجود می آوريم كه در آنها اعضای لیست به صورت تصادفی چیده شده اند، آنگاه تاثیر ريسک ١٠ درصدی را در هر لیست يادداشت می كنیم، اگر در ٩۵ درصد مواقع به ازای آن ريسک ١٠ درصدی نتیجه نهايی معاملات ۶٠ درصد زيان را به همراه آورد پس با اطمینان ٩۵ درصد در آينده نیز چنین خواهد شد.

در مثال فوق لیست ١٠٠ تایی داده های آماری ما و ريسک ١٠ درصدی ثابت پارامتر مورد بررسی ما می باشد. در تحلیل مونته كارلو از داده هایی استفاده می شود كه بوقوع پیوسته اند، يعنی نتايج بک تست يا فوروارد تست گذشته، بنابراين نقاط ورود و خروج در هر معامله مشخص می باشد.

مطمئنا برای شبیه سازی تحلیل مونته كارلو می بايست برنامه نوشت و از ماشین استفاده نمود، در همین جا از دوستان برنامه نويس علاقمند دعوت می كنم برای راحتی دوستان تحلیل مونته كارلو را فقط برای پارامتر ريسک كد كنند، يعنی در برنامه جایی برای ثبت داده های آماری (ورود و خروج از معامله)، جایی برای ثبت مقدار اولیه حساب، جایی برای ثبت مقدار ريسک در هر معامله تعبیه كنند و وقتی کلید شبیه سازی زده می شود برنامه بگويد در ٩۵ درصد از تست ها نتیجه چه می شود.


   
پاسخنقل‌قول
حامد ریحانی
Illustrious Member Admin
عضو شده: 1 سال قبل
ارسال‌: 510
شروع کننده موضوع  

درس هفتم : تعیین اندازه حجم معامله

معامله با اهرم یا لوریج 100 در حساب با سرمایه هزار دلار يک اشتباه بزرگ می باشد، زيرا با چند ضرر متوالی بايد با حساب خداحافظی نمود، همین طور معامله بدون استفاده از اهرم در يک حساب ١٠٠ هزار دلاری باز هم اشتباه است زيرا مقدار بیشتر مارجین و سرمایه بی مصرف مانده است و در نهايت پرفورمنس را كاهش می دهد.

نقش كلیدی مديريت سرمايه تعیین دقیق حجم معامله می باشد تا كارائی حساب افزايش يابد.

روش های مطرح شده متفاوتی برای تعیین حجم وجود دارند كه به دو دسته كلی تقسیم بندی می شوند:  1- روش های مارتینگل  2- روش های آنتی مارتینگل

در روش های مارتینگل با افزايش ضرر به حجم معاملات افزوده می شود تا از يک برگشت سريع و كوتاه استفاده شود و همه ضررها پوشش داده شود، اين روش ها پايه علمی ندارند و در همه جا کاربرد ندارند و از نظر مديريت سرمايه صحیح مردود می باشند و فقط يک نوع خاص آن تحت عنوان "میانگین هزينه" می تواند مورد استفاده قرار گیرد. منظور از میانگین هزينه اين مي باشد كه حجم معامله طوری توزيع شود كه ریسک نهایی بیشتر از ريسک اولیه ای كه برای پوزيشن در نظر گرفته ايم نشود، در اين صورت می توان با فاصله هایی كه پوزيشن در ضرر رفته به حجم افزود، مثلا اگر برای پوزيشن با اهرم مناسب می توانیم در همان ابتدا 0.3 بیتکوین در نظر بگیريم و ريسک ما طوری است كه می توانیم استاپ 600 دلاری را برای آن تحمل كنیم، در ابتدا یک سوم از آن را استفاده می كنیم و 0.1 بیتکوین ورود می کنیم و اگر 300 دلار در ضرر رفتیم باز 0.1 ديگر ورود می كنیم و هیچ گاه برای پوزيشن مورد نظر از 0.3 بیتکوین بالاتر نمی رويم.

در روش های آنتی مارتینگل سودها به صورت تصاعد هندسی افزايش می يابند، همین طور ضررها به صورت تصاعد هندسی كم میشوند، مهمترين ويژگی اين روش ها بكار بردن آنها در يک سیستم با امید رياضی مثبت می باشد و در غیر اين صورت نمی توان از آنها انتظار معجزه داشت.


   
پاسخنقل‌قول
حامد ریحانی
Illustrious Member Admin
عضو شده: 1 سال قبل
ارسال‌: 510
شروع کننده موضوع  

درس هشتم : نسبت سود به ضرر

در اين درس به اهمیت بكار بردن نسبت سود به ضرر در استراتژی پی خواهیم برد. نسبت سود به ضرر يعنی برای اينكه يک معامله انجام دهیم ابتدا بررسی کنیم که بر اساس حد ضرر و حد سودی که تحلیل کرده ایم، برای چه مقدار سود، ریسک چه مقدار ضرر را می پذیریم.

فرمول نسبت سود به ضرر :

Risk|Riward Ratio = Profit / Loss

در اين فرمول Profit میزان سودی است كه از پوزيشن انتظار داريم و Loss میزان ضرری است كه در پوزيشن مذكور بايد تحمل نمائیم كه اين دو پارامتر می تواند بر حسب دلار يا ارزهای دیگر باشد. بنابر شعار اين تاپیک كه به كوچک كردن ضررها و بزرگ كردن سودها اشاره می كند اين نسبت می بايست بیشتر از 1 باشد.

اگر نسبت مذكور كمتر از يک باشد بايد احتمال برد سیستم بیشتر باشد يعنی تعداد پوزيشن های برنده بايد بیشتر از تعداد پوزيشن های بازنده باشد.

تاثیر مثبت اين فاكتور مهم بسیار بالاست لذا به فكر پیدا كردن روشی باشید كه نسبت سود به ضرر خوبی برای پوزيشن هايش داشته باشد و صد البته امید رياضی آن مثبت باشد، البته به مرور كه پیش می رويم نشانه های يک سیستم خوب بیشتر آشكار می شوند.


   
پاسخنقل‌قول
حامد ریحانی
Illustrious Member Admin
عضو شده: 1 سال قبل
ارسال‌: 510
شروع کننده موضوع  

درس نهم : قانون پارتو

٨٠ درصد سود شما از ٢٠ درصد معاملات شما حاصل می شود.

اگر سیستم شما ۵٠/۵٠ باشد، شما از ۵٠ درصد ضرر ناگزير هستید و آن را با مديريت سرمايه اداره می كنید تا كمترين آسیب به شما برسد، از میان ۵٠ درصدی كه به نفع شماست حداقل نصف بیشتر آنها برای پوشش دادن به ضررهای گذشته به كار میروند و چیزی كه برای شما می ماند همان ٢٠ درصد از پوزيشن های برنده هست كه برای شما سودآوری دارند.

حال اگر سیستمی بدست آوريد كه احتمال برد بیشتر از ۵٠ داشته باشد و نسبت سود به ضرر پوزيشن هايش نیز بالاتر از ١ باشد با مديريت سرمايه به Holy Grail دست يافته ايد.


   
پاسخنقل‌قول

fixedfloat

حامد ریحانی
Illustrious Member Admin
عضو شده: 1 سال قبل
ارسال‌: 510
شروع کننده موضوع  

درس دهم : محافظت از سود

  •  خروج زود هنگام از پوزيشن سود ده = ضرر
  • سعی كنید پوزيشن سود ده شما با ضرر بسته نشود

در اين درس با يكی از مفاهیم فرعی مديريت سرمايه آشنا می شويم، همواره این سوال مطرح است که از کجا بفهمیم پوزیشن ما چقدر قرار است در سود برود كه بتوانیم سودمان را گسترش دهیم؟

مساله اينجاست كه هیچ كس نمي تواند بازار را پیشبینی كند و نتايج گذشته ممكن است در آينده دقیقا صدق نكنند، تنها راهی كه باقی می ماند محافظت از سود می باشد، به اين صورت كه بخشی از حجم معامله را صرفا برای پوشش دادن به مقداری از ضرر احتمالی پوزيشن کنار بگذاريد، يعنی يک حد سود برای اين منظور كنار بگذاريد، يک حد سود طوری در نظر بگیريد كه نسبت سود به ضرر پوزيشن شما بیشتر از 1 شود و هرگاه با اين حد سود برخورد كرديد كل پوزيشن را بريک ايون كنید، يعنی حد ضرر خودتان را به نقطه ورود بیاوريد، در نهايت يک حد سود از لحاظ آماری بر اساس آمار گذشته پوزيشن های سود ده خود در نظر بگیريد و مابقی پوزيشن را زمانی ببنديد كه سیگنال مخالف صادر می شود.

با توجه به موارد فوق خواهید ديد كه هیچگاه حسرت يک پوزيشن سود ده به دل شما نخواهد ماند.


   
پاسخنقل‌قول
حامد ریحانی
Illustrious Member Admin
عضو شده: 1 سال قبل
ارسال‌: 510
شروع کننده موضوع  

درس يازدهم : درجه آزادی

بیان رياضی درجه آزادی برای تقريب به ذهن: اگر به شما بگويند كه دو عدد دلخواه را انتخاب كنید چون هر دو عدد آزادی تغییر دارند، بنابراين درجه آزادی شما 2 می باشد حال اگر يک محدوديت برای انتخاب شما قائل شوند به طوری كه بگويد مجموع دو عدد دلخواه شما بايد 0 باشد، آنگاه يک درجه آزادی به خاطر آن محدوديت از بین خواهد رفت و اگر شما مثلا عدد ۵ را انتخاب كنید مجبوريد كه عدد دوم را ۵- انتخاب كنید پس در اينجا چون عدد دوم آزادی تغییر ندارد درجه آزادی شما 1 می شود.

منظور از درجه آزادی در بحث مديريت سرمايه، حداقل تعداد معاملات لازم برای يک تست معنی دار می باشد، تعداد معاملات بايد از تعداد قوانین و محدوديت های سیستم بیشتر باشد، فرض كنید سیستم معاملاتی شما از برخورد دو میانگین متحرک ساخته شده باشد و يک حد سود و يک حد ضرر نیز برای معامله در نظر گرفته شده باشد و سیستم در تايم فريم يک ساعته طراحی شده باشد، اين سیستم دارای حداقل 11 قانون و محدوديت می باشد:

قوانین برای معامله خريد:

  1. يک محدوديت برای شرط برخورد
  2. يک محدوديت برای پريود میانگین متحرک اول
  3. يک محدوديت برای پريود میانگین متحرک دوم
  4. يک محدوديت برای نقطه سود
  5. يک محدوديت برای نقطه ضرر

و پنج قانون ديگر برای معامله فروش و يكی هم برای تايم فريم

حداقل تعداد معامله لازم برای يک تست معنی دار در اين سیستم 12 معامله می باشد كه باعث می شود درجه آزادی سیستم شما 1 شود، بنابراين هرچه تعداد معاملات بیشتر شود درجه آزادی افزايش می يابد و تست قابل اطمینان تر می شود. اگر برای میانگین های فوق نوع و تايم فريم و پارامترهای ديگر نیز در نظر گرفته شود و يا تريلینگ استاپ و بريک ايون نیز اضافه شود همینطور محدوديت ها و قوانین سیستم افزايش می يابد و در نتیجه امكان افزايش درجه آزادی سیستم را كاهش می دهد و اگر سیستم در گذشته خود تعداد معاملات لازم را نداشته باشد تست كردن آن معنایی ندارد.


   
پاسخنقل‌قول
حامد ریحانی
Illustrious Member Admin
عضو شده: 1 سال قبل
ارسال‌: 510
شروع کننده موضوع  

درس دوازدهم : تست معنی دار آماری

در اين درس با تست معنی دار آماری در مقوله مديريت سرمايه آشنا می شويم. هنگامی كه يک سیستم با امید رياضی مثبت يافتیم می بايست بر روی نتايج آن اين تست را انجام دهیم. هدف از تست معنی دار اين است كه بفهمیم سیستم مورد نظر ما به احتمال حداقل 95 درصد آيا در آينده سودده می باشد يا خیر؟ در اين جا 95 درصد درجه اطمینان ما می باشد و معمولا سعی می شود از اين عدد استفاده شود.

هنگامی كه تعداد معاملات لازم جهت تست را دارا بوديم ( كه آن را با N نشان می دهیم ) به طوریكه درجه آزادی آن بیشتر از 1 باشد ( هرچه درجه آزادی بیشتر باشد تست معنی دار تر است و از دام دستچین شدن معاملات دورتر می شويم )، ابتدا میانگین سود معاملات را بدست می آوريم، يعنی مجموع نتايج معاملات تقسیم بر تعداد معاملات، اين عدد حتما باید بیشتر از صفر باشد زيرا امید رياضی سیستم ما مثبت است و برآيند نتايج حاصله مثبت بوده است. اين میانگین را با Ave نشان می دهیم.

بعد از آن انحراف استاندارد معاملات را محاسبه می كنیم :

SD = Sqrt ( SUM ( ( X - Ave ) ^ 2 ) / (N – 1))

منظور از SD انحراف استاندارد و منظور از X نتیجه هر معامله و منظور از  SUM تابع مجموع و منظور از Sqrt تابع جذر می باشد.

سپس با استفاده از درجه اطمینان و درجه آزادی پارامتر آماری تی استیودنت t را بدست می آوريم. تابع مربوطه برای محاسبه اين مقدار در اکسل TINV می باشد.  

حال به محاسبه فاصله اطمینان می پردازيم :

CI = t * SD / Sqrt( N )

در فرمول فوق CI فاصله اطمینان می باشد و N نیز تعداد معاملات می باشد، هنگامی كه اين مقدار بدست آمد شرط زير را بررسی می كنیم :

Ave > CI

يعنی اگر میانگین معاملات از فاصله اطمینان بیشتر باشد به احتمال 95 درصد (درجه اطمینان) سیستم در آينده نیز سودده خواهد بود. تا زمانی كه شرط فوق برقرار باشد می توان به انجام معاملات طبق سیستم اقدام نمود.


   
پاسخنقل‌قول
حامد ریحانی
Illustrious Member Admin
عضو شده: 1 سال قبل
ارسال‌: 510
شروع کننده موضوع  

درس سیزدهم : روش مديريت سرمايه ريسک ثابت

در اين درس با يكی از روش های آنتی مارتینگل در باب مديريت سرمايه آشنا می شويم. ايده اين روش (Fixed Fractional) بر اين اساس استوار است كه حجم معامله بايد متناسب با ريسک مشخصی از معامله نسبت به سرمايه باشد، در اصل اين روش با نام Fixed Risk مطرح می باشد زيرا منظور از Fraction (جزء) در اينجا مقداری از سرمايه جاری (Equity) می باشد كه می بايست در معامله آتی ريسک شود. اين مقدار كه آن را با درصد در نظر می گیريم در تمامی معاملات يكسان می باشد (مثلا 2 درصد از سرمايه در هر معامله ريسک شود).

هنگامي كه ريسک ثابت سرمايه را مشخص نموديم می بايست ريسک معامله را نیز پیدا كنیم، ريسک معامله نبايد از ريسک ثابتی كه برای سرمايه در نظر گرفته ايم بیشتر باشد، مثلا اگر يك حساب 10 هزار دلاری داشته باشیم و ريسک ثابت را در آن 2 درصد در نظر گرفته باشیم، اين مقدار می شود 200 دلار لذا ريسک معامله ای كه می خواهیم انجام دهیم نبايد از 200 دلار بیشتر باشد، ريسک معامله را يا بايد از حد ضرری كه استراتژی می دهد مشخص نمائیم يا از بزرگترين ضرری كه سیستم در گذشته داده است استفاده كنیم.

فرمول محاسبه حجم بر اساس روش ريسک ثابت :

N = (f * Equity) / R

در فرمول فوق f همان ريسک ثابت از سرمايه می باشد و R ريسک معامله و Equity نیز سرمايه خالص با احتساب سود و زيان جاری مي باشد. دقت داشته باشید كه هر چه R كمتر باشد حجم معامله زيادتر می شود زيرا ما داريم می گوئیم كه معامله ريسک كمتری دارد. R يک عدد اعشاری است كه میزان ريسک معامله را به دلار نشان می دهد. نتیجه حاصله برای N را در مینیمم حجمی كه بروكر در حساب به ما اجازه داده است ضرب می كنیم و حجم معامله بدست می آيد.

مثال :

  • سرمايه: 5000 دلار
  • ريسک: 2 درصد ( 100 دلار بر اساس سرمایه 5000 دلاری )
  • ريسک معامله جاری: 80 دلار ( یعنی فاصله نقطه ورود تا محل خروج استاپ لاس )

با مفروضات بالا، به عنوان مثال برای معامله ETH/USDT بدون اهرم باید 1.25 اتریوم معامله کنیم که اگر در نقطه Stop Loss از معامله با قیمتی 80 دلار پایینتر از قیمت ورود خارج شدیم، فقط 100 دلار ضرر کرده باشیم.


   
پاسخنقل‌قول
حامد ریحانی
Illustrious Member Admin
عضو شده: 1 سال قبل
ارسال‌: 510
شروع کننده موضوع  

درس چهاردهم : روش مديريت سرمايه نسبت ثابت

در اين درس با روش مديريت سرمايه نسبت ثابت (Fixed Ratio) آشنا می شويم، در اين روش پارامتر كلیدی دلتا delta نام دارد. دلتا مقدار سودی است بر حسب دلار كه می بايست ابتدا كسب شود تا بتوان حجم را يك پله افزايش داد.

در ابتدای كار با اين روش، حجم معامله شما مینیمم حجم ممكن مي باشد، هرگاه به اندازه دلتا سود كسب شد حجم شما يک پله افزايش می يابد و هر گاه به همین میزان ضرر حاصل شد حجم يک پله كاهش می يابد. بديهی است هر چه دلتا كوچكتر باشد افزايش و كاهش حجم شديدتری را شاهد خواهیم بود و هر چه دلتا بزرگتر باشد افزايش و كاهش حجم به كندی انجام خواهد شد.

فرمول محاسبه حجم بر اساس روش نسبت ثابت:

N = [ Sqrt( 1 + ( 8 * Profit/delta ) ) + 1 ] / 2

در فرمول فوق Profit عبارت است از مقدار سودی كه تا حال جمع شده است، اين مقدار در ابتدا 0 می باشد. نتیجه حاصله برای N را در مینیمم حجمی كه بروكر در حساب به ما اجازه داده است ضرب می كنیم و حجم معامله بدست می آيد.

همانطور كه مشاهده می فرمائید در اين روش صحبتی از ريسک در سرمايه نشده و همه چیز به سود جمع آوری شده و دلتا بستگی دارد. اين روش نسبت به روش ريسک ثابت كه در درس 13 گفته شد از انعطاف پذيری بیشتری برخوردار می باشد و ريسک آن كمتر است و افت و خیز ناگهانی كمتری را در حساب خواهیم داشت. اين روش برای حساب های كوچك تر مناسب می باشد و برای حساب های بزرگ می بايست ابتدا مقدار Profit را مشخص كنیم تا حجم معامله را از مینیمم حجم ممكن در نظر نگیرد.

مثال:

  • این مثال برای ترید در فارکس با بروکری با حداقل حجم معامله 0.1 لات نوشته شده، در بازار رمز ارزها مدل محاسبه کمی تفاوت دارد
  • سرمایه اولیه: مثلا 3000 دلار كه در محاسبات نقشی ندارد
  • میزان سود كسب شده : 573 دلار
  • مقدار دلتا : 105 دلار

با فرضیات فوق حجم معامله می شود 0.38 لات حال برای رسیدن به حجم 0.4 لات چه میزان ديگر بايد سود كنیم؟

جواب : می بايست 240.75 دلار ديگر سود كنیم تا مجموع سودمان بشود 813.75 تا با دلتای 105 دلار بتوانیم 0.4 لات معامله كنیم.


   
پاسخنقل‌قول
صفحه 1 / 2
    سبد خرید